asemane-khali

 

 

    دلیل تنهایی ما


وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم

 

 


شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم



اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت 

 


کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم



کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب

 


ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم



مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم

 


چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم



چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم

 


چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم



بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم

 


ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم



نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل

 


ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم



جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی

 


چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم



به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون

 


گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم



وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم


ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟

 

 

 

 

 

 

                                                        شعری زیبا از مهرداد اوستا

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٧ساعت ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |




آدم های ساده را دوست دارم


همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند


همان ها که برای همه لبخند دارند


همان ها که همیشه هستند...برای همه هستند


آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد


عمرشان کوتاه است


بس که هر کسی از راه میرسد


یا ازشان سوء استفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد


آدم های ساده را دوست دارم


بوی ناب آدم میدهند

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |

صبح یک روز سرد پائیزی روزی از روز های اول سال
 

بچه ها در کلاس جنگل سبز جمع بودند دور هم خوشحال
 

بچه ها غرق گفتگو بودند بازهم در کلاس غوغا بود
 

هریکی برگ کوچکی در دست! باز انگار زنگ انشاءبود


تا معلم ز گرد راه رسید گفت با چهره ای پر از خنده
 

باز موضوع تازه ای داریم آرزوی شما در آینده
 

شبنم از روی برگ گل برخواست گفت میخواهم آفتاب شوم
 

ذره ذره به آسمان بروم ابر باشم دوباره آب شوم


دانه آرام بر زمین غلتید رفت و انشای کوچکش را خواند
 

گفت باغی بزرگ خواهم شد تا ابد سبز سبز خواهم ماند
 

غنچه هم گفت گرچه دل تنگم مثل لبخند باز خواهم شد
 

با نسیم بهار و بلبل باغ گرم راز و نیاز خواهم شد


جوجه گنجشک گفت میخواهم فارغ از سنگ بچه ها باشم
 

روی هر شاخه جیک جیک کنم در دل آسمان رها باشم
 

جوجه کوچک پرستو گفت: کاش با باد رهسپار شوم
 

تا افق های دور کوچ کنم باز پیغمبر بهار شوم


جوجه های کبوتران گفتند: کاش میشد کنار هم باشیم
 

زنگ تفریح را که پنجره زد باز هم در کلاس غوغا شد
 

هریک از بچه ها بسویی رفت ومعلم دوباره تنها شد
 

با خودش زیر لب چنین میگفت: آرزوهایتان چه رنگین است


کاش روزی به کام خود برسید! بچه ها آرزوی من این ست
 


"زنده یاد قیصرامین پور"

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |

 

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |

گوشه ای از آلبوم هنری "رابرت دانکن" است که از هنرمندان اهل ایالت یوتا در غرب آمریکاست. او نقاشی را در سن یازده سالگی شروع کرد، در حالیکه به طبیعت، محیط روستایی و مزرعه علاقه داشت و در اکثر کارهای او شیوه زندگی روستایی و مراتع پرورش اجسام را می توان دید. شاید در آثار دیگر نقاشهای دنیا نتوان تا این حد نقش کابوی های گاوچران و سرخپوستان را برجسته دید.






:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |

 


بیخودی خندیدیم


که بگوییم دلی خوش داریم



بیخودی حرف زدیم


که بگوییم زبان هم داریم



و قفس هامان را

 


زود زود رنگ زدیم

 


و نشستیم لب رود

 


و به آب سنگ زدیم



ما به هر دیواری

 


آینه بخشیدیم

 


که تصور بکنیم

 


یک نفر با ماهست



ما زمان را دیدیم

 


خسته در ثانیه ها

 


باز با خود گفتیم

 


شب زیبایی هست!



بیخودی پرسه زدیم

 


صبحمان شب بشود

 


بیخودی حرص زدیم

 


سهممان کم نشود



ما خدا را با خود

 


سر دعوا بردیم

 


و قسم ها خوردیم

 


ما به هم بد کردیم

 


ما به هم بد گفتیم



بیخودی داد زدیم

 


که بگوییم توانا هستیم

 


بیخودی پرسیدیم

 


حال همدیگر را

 


که بگوییم محبت داریم

 


بیخودی ترسیدیم

 


از بیان غم خود

 


و تصور کردیم

 


که شهامت داریم



ما حقیقت ها را

 


زیر پا له کردیم

 


و چقدر حظ بردیم

 


که زرنگی کردیم
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱۱ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ توسط amir نظرات () |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 فال حافظ - قالب وبلاگ